تبليغاتX
تولدی دیگر

....فریاد
تاريخ: چهارشنبه 17 مرداد1386 ساعت :11:7 PM
چرا هیچ چیز سر جای خودش قرار نمیگیره؟؟

چرا اینقد دنیا مزخرفه؟؟

بابا بزارین یکم فریاد بزنم

چیه مگه اشکالی داره؟؟

دیگه خسته شدم....

نوشته شده توسط بهرام 13 | موضوع: | لينک ثابت |
اینم یه تکست رپ توپ واسه اونایی که دوسشون دارم....
تاريخ: چهارشنبه 17 مرداد1386 ساعت :10:48 PM

تکست از: Emziper
نام آهنگ: فرق آدما


هي مرد، مي خوام يه حقيقت تلخ بهت بگم، خوب گوش كن.

قسمت 1:
يه نفر خوابش ميادو واسه خواب جا نداره
يه نفر يه لقمه نون براي فردا نداره
يه نفر مي شينه و اسكناساشو مي شمره
مي خواد امتحان كنه كه داره يا نداره
يه نفر از بس بزرگه خونشون گم مي شه توش
اون يكي اتاقشون واسه همه جا نداره
بابا ميخواد واسه دخترش عروسك بخره
انتخابم مي كنه، ولي پولشو نداره
يكي دفترش پر از نقاشي و خط خطيه
اون يكي مداد براي آب و بابا نداره
يكي ويلاي كنار درياشون قصرِ ولي
اون يكي حتي تو فكرش آب دريا نداره
يكي بعد مدرسه توپ چهل تيكه مي خواد
مامانش مي گه اينا گرونه اينجا نداره
يه نفر تولدش مهمونيه، همه ميان
يكيم تقويم واسه خط زدن روزا نداره
يكي هفته ايي يه روز پزشكشون مياد خونش
يه جا ديگه يكي داره مي ميره، خرج مداوا نداره

...بعضي قلبا دنيايي واسه خودش داره
يه چيزايي توش داره كه توي دنيا نداره
هميشه تو دنيا كلي فرق بين آدما
اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره
(آه، يه بار ديگه)
بعضي قلبا دنيايي واسه خودش داره
يه چيزايي توش داره كه توي دنيا نداره
هميشه تو دنيا كلي فرق بين آدما
اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره


قسمت 2:
يه نفر مي ارزه امضاش به هزار تا عالم
اما يكي بعد عمري رنج و زحمت امضا نداره
تو كلاس صحبت چيزي مي شه كه همه دارن
يكي مي پرسه آخه چرا باباي ما نداره
يكي دوس داره كه كارتون ببينه اما كجا
يكيم انقد ديده كه ميل تماشا نداره
يكي از واحداي بالاي برجشون مي گه
يكي حتي خونشون اتاق بالا نداره
يكي پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
يكيم طاقت واسه صدور ويزا نداره
يكي جاي خاله بازي كلاس شنا مي ره
اما اون يكي چيزي واسه نقاشي كردن نداره
يكي فكر آخرين رژيماي غذاييه
يكي از بس كه شب و روز نخورده نا نداره
يكي از بس شومينه گرمه مي افته از نفس
يكي هم براي گرماي دساش، ها نداره
دخترك مي گه خدا چرا ما... مامانش مي گه
عوضش دختركم، اون خونه ليلا نداره

قسمت 3:
يه نفر تمام روزاش پر رنج و سختيه
هيچ روزيش فرقي با روزاي مبادا نداره
يكي آزمايش نوشتن واسش، اما نمي ره
مي گه نزديكياي ما آزمايشگاه نداره
بچه ايي كه تو چراغ قرمزا مي فروشه گل
مگه درس و مشق و شور و شوق و رويا نداره
يه نفر تمام روزا و شباش طولانيه
پس ديگه نيازي به شباي يلدا نداره
ياد اون حقيقت كلاس اول افتادم
دارا خيلي چيزا داره ولي سارا نداره
خدا به هر كسي هر چيزي دلش مي خواد بده
همه چي دست اونه، ربطي به Emziper و رپش نداره
آدما از يه جا اومدن، همه مي رن يه جا
اون جا فرقي بين فقير و دارا نداره
كاش يه روزي بشه كه ديگه نشه جمله ايي ساخت
با نمي شه، با نمي خوام، با نشد، با نداره


...بعضي قلبا دنيايي واسه خودش داره
يه چيزايي توش داره كه توي دنيا نداره
هميشه تو دنيا كلي فرق بين آدما
اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره....

نوشته شده توسط بهرام 13 | موضوع: | لينک ثابت |
آزادی.....
تاريخ: چهارشنبه 17 مرداد1386 ساعت :4:30 PM
آزادی...!!!

و تاریخ قبرستانیست طولانی و تاریک, ساکت و غمناک, قرنها از پس قرنها همه تهی و سرد, مرگبار رو سیاه, و نسلها در پی نسلها , همه تکراری و همه تقلیدی, و زندگی ها, اندیشه ها و آرمان ها همه سنتی و موروثی, فرهنگ و تمدن و هنر و ایمان همه مرده ریگ!

و آزادی..!!! کجای این قبرستان جای مانده ای؟ کاش میدانستی که چه زندانها برایت کشیده ام! و چه زندانها خواهم کشید و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد. اما خود را به استبداد نخواهم فروخت, من پرورده ی آزادی ام, استادم علی است, مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر, او که حساستر از مزدک و انقلابی تر از مارکس زندگی کرد و در برابر بهره کشان کینه ورزید و با محرومان چندان همدرد بود که فریاد زد: اگر قدرت را بدست آورم حقی را که اینان از مردم محروم ربوده اند, اگر شیر شده و در پستان مادرانشان رفته باشد, یا مهر در کابین زنانشان, بیرون خواهم کشید, و پس خواهم گرفت. و پیشوایم مصدق , مرد آزاد, مردی که هفتاد سال برای آزادی نالید.آری آنانند که آزادی را در روح تاریخ فریاد کشیدند و من هرچه کنند, جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما, من به دانستن از تو نیازمندم, دریغ مکن, بگو هر لحظه کجایی چه میکنی؟ تا بدانم آن لحظه کجا باشم, چه کنم؟...

"انقلابی شدن بیش از هر چیز مستلزم یک انقلاب ذهنی, یک انقلاب در بینش و یک ! انقلاب در شیوه ی تفکر ماست"

"
دکتر شریعتی"

بی ربط:

و ما بی چرا زندگانیم...

و آنان...

به چرا مرگ خود آگاهانند...

"شاملو"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهرام 13 | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: سه شنبه 16 مرداد1386 ساعت :11:48 PM
                                  من از نهایت شب حرف میزنم

                                    اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربانچراغ بیار

                                    ویک دریچه که از آن

                                                             به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم......

فروغ  

نوشته شده توسط بهرام 13 | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo